خرید بک لینک

نمی تونم. منی که تا چند لحظه ی پیش فکر میکرد می تونه انقد بنویسه که بلاگ اسکایُ شاکی کنه با همه ی خاطره هاش رفته تو یه چاهِ بزرگ: گذشته


+ قضیه ی تکراریِ راه حل نیس، ولی جوابه!  شب بخیر

برچسب: نویسنده: کیان مرادی تاريخ: دوشنبه 4 بهمن 1395 ساعت: 8:26

حس متضاد کوفتی .. قضیه هنوز همونه : ناآروم بودن اما حقیقتُ ، حداقل ، پذیرفتن ..اصلاً انگار از یه زمانی به بعد قضیه تغییر نمی کنه فقط  هی پیچیده تر میشه .. مث این که زندگی مسئله س ، بعد با جلوتر رفتن دوست عزیزم ، زمان ، مسئله تر میشه..مرگ مبهمه .. مبهم تر میشه..اگه اونی که میگن رحیمه باشه ، کاش تو "ترین " آ هوامونُ داشته باشه..این چند روزه انقدر تحلیلِ بی ربط و چرت شنیدم و خوندم که قابلیتِ بالا آوردن ، اندازه ی طبقاتِ پلاسکو رو سر همه ی تحلیل گرای احمق و محتاجِ به توجه به شکلِ عجیبی به آپشنام اضافه شده..و انقدر همه چیز داره بی ربط میره جلو و میرم جلو که مطمئناً خیلی ام بی ربط کارگردانِ بی مزه و بی مغزِ زندگیم قراره کات بده و تموم.+ آره فرشید . دلتنگشم++ شاید تفاوتِ من و موجودِ توی عکس فقط این باشه که اون هواپیماست و من تُکتم .. جفتمون بی جون .. جفتمون شکسته .. جفتمون به دردنخور ..

برچسب: نویسنده: کیان مرادی تاريخ: دوشنبه 4 بهمن 1395 ساعت: 8:26

سکوت می کنم. ادعایی ندارم. نه حرف زدن بلدم. نه نوشتن.. نه حتی تحلیل کردن که لازم باشه بیانش کنم..

سکوت می کنم. حرف زدن و هرچیزی که ردی از "هست" توش باشه عمیقاً بی فایده ست..و گاهاً دردآور

سکوت می کنم.

برچسب: نویسنده: کیان مرادی تاريخ: دوشنبه 4 بهمن 1395 ساعت: 8:26

صفحه بندی